تبليغاتX
مردم شناسی

مردم شناسی

فرهنگی.آداب ورسوم.مردم شناسی تاریخی وپیش ازتاریخ

نقش عوامل جغرافیایی در شکل گیری استقرار های باستانی

 

نقش عوامل جغرافیایی در شکل گیری مکان های باستانی

تحقيقات زمين شناسي نشان مي دهد در دوران اول و دوم زمين شناسي در يائي به نام تتيس تمام آسياي جنوب غربي منجمله ايران را مي پوشانيده است و حرکات کوهزايي دوران سوم بعمر اين دريا خاتمه بخشيده است. بر جستگيهاي شمالي و غربي ايران در اين دوره ظاهر گشته اند در اواخر عهد چهارم يخچالها بتدريج عقب نشيني کرده کره زمين روبه گرمي مي رفت و شرايط حيات انساني تاثير بسيار داشته است.

کم شدن تدريجي بارندگي ، رودها را کم آب ساخت و بسياري از آنها تبديل به رودهاي کوچک فصلي نمود. کم آبي و خشکي فلات ايران بويژه خشکي حوضه ها و آبگيرهاي داخلي موجب شد تا حيوانات به دنبال آن انسان ساکن غارو پناه گاهها بسمت آب و دشتهايي که خاک رسوبي حاصلخيزشان در فصل مساعد ، پوشيده از گياه مي شود سرازير شوند وبرگرد آبي  حلقه زنند که بنا به عقيده گيرشمن ازين زمان (حدود 5000سال قبل از ميلاد )اساس زندگي انسان بر پايه استقرار در مراکزي بنام روستاهاي باستاني استوار گرديد و ايجاد دهات در داخل فلات ايران رونق گرفت . ساکنين پناهگاهها و غارها از محل زندگي انفرادي و خانوادگي خود به دهکده ها و کمونهاي اوليه مهاجرت نموده و پايه فرهنگ و تمدن يکجا نشيني و زندگي اجتماعي را بنا نهادند . در اين ميان پديده هاي جغرافيايي منجمله جهت گيري رشته کوه ها ، عوامل اقليمي و غيره نقش عمده اي را در ارتباط اين اجتماعات اوليه با يکديگر بعهده داشته اند.

آب

اب به عنوان مایه حیات نقش اساسی در زندگی موجودات دارد.بدون آب حیات معنا ندارد.انسانهای اولیه نیز معمولا" در استقرار بلند مدت مکانه ایی را انتخاب می نمودند که دسترسی به اب مورد نیازشان به سهولت هرچه بیشتر ممکن باشد.پس از ترک غار واستقرار در کوهپایه ها وسپس دشتها عنصر تعیین کننده اولیه برای مکان یابی بر پایه آب استوار بوده است.به شکلی که در اکثر قریب به اتفاق مکانهای باستانی  وجود منبع آب به هرشکل در نزدیکی ویا کنار محل جزء نیازهای اساسی ساکنان بوده ودر بررسی ومطالعات باستان شناسی باید به دقت مورد مطالعه قرار گیرد.

توپوگرافی(پستی وبلندی)

تقریبا" در اکثر قریب به اتفاق استقرار های باستانی  نقش ارتفاع طبیعی  در شکل گیری اولیه انکار ناپذیر است. این قضیه در سایت های باستانی اولیه یا نخستین دهکده ها نیز بخوبی دیده می شود.در دشت که پیدا نمودن یک برامدگی  طبیعی که به اب هم نزدیک باشد مزیتی بزرگ برای بشر بوده است تا در ان اسقراریابد.

بنابر این برای محافظت از سیلابهای مخرب هم شده استقرار برروی یک برامدگی وتپه برای ساکنان اولیه وبعد از ان بسیار ضروری بوده است.براین مبنااگرچه درحال حاضر برخی  لایه های ونهشته های باستانی پایین تر از محیط پیرامونشان قرار دارند  که خود ناشی از رسوب فراوان در محل است ولی در ایام حیات قطعا" بلند تر از وضع فعلی بوده است.

امنیت

مقوله ی امنیت نه تنها در گذشته بلکه در حال حاضر هم به شکل دیگری برای محلهای استقراربشر مطرح هست.انسان تا در غارساکن بود تقریبا"درامنیت بیشتری قرار داشت ولی به محض خروج واستقرار در دشت این امنیت به حد اقل ممکن رسید وطبیعتا" برای جلوگیری از تهدیدهای موجود واز جمله حمله حیوانات وحشی مکان استقرار باید مناسب انتخاب می شد.البته در استقرارهای اولیه باید نوع معماری حلال این مشکل می شد ولی در ادوار بعدی استقرار بر فراز پرتگاهها ،صخره ها.نقاط مرتفع واحداث استحکامات دفاعی مدنظر قرار گرفت.

اقلیم

برای بشردرهمان ابتدای زندگی وبخصوص زندگی گروهی  یکی از دغدغه های موجود مقابله با سرما وگرما وبلاخره نزولات جوی درفصول مختلف است.زندگی برای انسان درهزاره های گذشته در نقاط بسیار سرد وبرفگیر تقریبا" گاه غیر ممکن می شد لذا همواره با درنظر گرفتن منابع غذایی به سوی مناطق گرمتر ومناسب تر در حرکت بود.این روند برای مناطق بسیار گرم وسوزان هم قابل بررسی است.بدین لحاظ وفور مکانهای باستانی در دوره های خاص در یک گستره محدود دلیلی بر اقلیم مناسب ان در ایام گذشته می باشد.جلوگیری از وزش باد وآفتابگیر بودن مکان برای فصول سردازدیگر نکاتی بوده که ساکنا ن در صورت امکان بدان توجه داشته اند.

خاک

نوع خاک برای بهره وری در ایام مختلف به عنوان عنصری مطلوب مورد نظر استقراریابندگان اولیه در دشت بوده است.هم به منظور جمع اوری وتغذیه از نباتات روئیده در دشت که مبنای ان خاک مناسب وحاصلخیز است وهم درجهت کشت اولیه برخی دانه ها که آغازی برای شروع کار کشاورزی بوده ،نوع وحاصلخیزی خاک از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.وجود پوشش مناسب مرتع ای وجنگلی نیزکه در دسترس وقابل بهره برداری برای منابع خوراکی وحیوانی موجود دران باشد از دیگر مزیت ها برای استقرار در یک مکان بخصوص در هزاره های قبل از میلاد است.

ارتباط فضایی ومیان منطقه ای

بدون شک مطالعه یک اثر واستقرار باستانی بدون در نظر گرفتن ارتباط ان با سایر مراکز استقراری نتیجه ی مطلوبی در بر نخواهد داشت.

هر مکان استقراری از مناظر زیر قابل بررسی است:

الف) اثرجزوکانون مرکزی به شما می رود وسایر اثار همدوره حالت اقماری دارند ویا اینکه خود یکی از اثار اقماری به شمار می رود .

ب) بررسی ارتباط میان اثر و سایر اثار همدروه تحت نفوذ .

پ) بررسی مجموعه عوامل شکل گیری اولیه اثروتاثیر این عوامل در تداوم حیات وسپس خاتمه ی آن.

ت) بررسی منابع غذایی طبیعی(حیوانی وغیر حیوانی) اثر.

ث) منابع تامین آب.

ج) راههای مواصلاتی درون منطقه ای وبرون منطقه ای خصوصا" درمناظق کوهستانی که این راهها نقش اساسی در شکل گیری برخی استقرار ها دارند.

چ) بررسی مدارک فرهنگی

ح) براورد جمعیت هرمکان در دوره های مختلف استقراری ومطالعه عوامل نوسان جمعیتی.

 

 

 

استفاده از مطالب بدون ذکر منبع اشکال شرعی دارد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 14:8  توسط ملک احمدی  | 

خیش (گاوآهن)

 

با سلام وعرض ادب خدمت دوستان عزیزم:

مقاله ای که در پی می آید بیشتر برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد مفید خواهد بود.در این

مقطع ودر واحد درسی " سمینار مردم شناسی " موضوعی به نام " تحلیل شیء " از دانشجویان

خواسته می شود که به علت عدم وجود منبع مکتوب خاص همواره مشکل اساسی برای دانشجویان در

امر تهیه مطلب این موضوع می باشد.

امیدوارم با مطالعه این مقاله مشکل فوق برای دانشجویان عزیز رشته مردم شناسی وخصوصا" در مقطع

ارشد رفع شده باشد.

این مقاله در مجله فرهنگ ایلام شماره ۲۲و۲۳ (بهار وتابستان۱۳۸۸) چاپ شده است.لذا هرگونه استفاده

شرعا" وقانونا"با ذکرمنبع مجازمی باشد.  (اذر۱۳۸۸)

 

نقش  "خیش " به عنوان عنصری فرهنگی درنظام تولید کشاورزی سنتی مردم ایلام

 
مقدمه:

وقتی "فرهنگ را مجموعه ای از آداب ،سنن،رسوم،اعتقادات،زبان،هنر و...." تعریف می کنیم ودر بعد مادی ومعنوی برای آن مجموعه عناصری قایل هستیم که هرعنصر در ارتباط با سایر عناصر تشکیل دهنده به انجام وظیفه می پردازد ؛ آنگاه باید گفت که؛ در درون این نظام پیچیده هر عنصر از اهمیت خاصی برخوردارودرگذر زمان وباتغییرات گریزناپذیر فرهنگی ، برخی عناصر به تدریج کارکرد خودرا از دست داده وچه بسا پس از مدت زمانی به فراموشی سپرده شوند.
"خیش" به عنوان یک ابزار کشاورزی سنتی  با قدمت بسیار کهن آن یکی از عناصر اصلی نظام کشاورزی سنتی استان ایلام (وبسیاری از نقاط دیگر کشور) است که به علت ورود تکنولوژی کشاورزی بتدریج کارکرد سابق خودرا واگذار ومی رود که برای چند نسل آینده به یک ابزار ناشناخته تبدیل گردد.
علم مردم شناسی(1) یکی از وظایف عمده اش مطالعه وبررسی اینگونه عناصرفرهنگی برای ماندگاری در اذهان ومعرفی به نسل های آینده است.شاید برای ما که هنوز از جامعه ی کشاورزی وبویژه کشاورزی سنتی فاصله زیادی نگرفته ایم بیان این مبحث چندان جذاب نباشد ولی  واقعیت این است که؛نسل نوظهور وکودکان ما آنرا به درستی نمی شناسند واز منظری دیگرتقریبا" اینگونه مطالب نیازآیندگان است که وظیفه ی ما(مردم شناسان) است که برای آنها بنگاریم.(2)
انسان به واسطه ي قدرت تفكر و خلاقيت وعليرغم ضعف جسمي از ساير مخلوقات زنده پيش گرفت وبرتمامي موجودات ديگر تسلط يافت .اين قوت خدادادي انسان را در همان ابتداي حيات خويش را ياري نمود كه از هر آنچه در پيرامون خويش  مي يافت براي ادامه ي حيات بهره گيرد.لذا از ميان قلوه سنگهاي طبيعي و شاخه هاي خشك شده ي درختان آنهايي كه مناسب تر براي مقاصد انسان بودندبرگزيده شدند وباز نيروي تفكر و خلاقيت  به كمك انسان آمد و به ابداعات و دست يازي به شيوه هاي بهتر و بهينه تر براي استفاده از طبيعت پرداخت.لذا به مرور زمان ابزارهاي مناسب وبه مراتب بهتري ابداع ويا تكميل نمود . زندگي اجتماعي انسان شرايطي را فراهم ساخت كه با گسترش نيازها ابزارها هم تكميل يابند. براين اساس انسان هوشمند براي هرنياز خود ابزار يا ابزارهايي متناسب با آن وبا استفاده از آنچه كه در طبيعت پيرامونش موجود بود، ساخت . تيغه هاي سنگ چخماق وابسيدين (3) را پس از جدا كردنشان از سنگهاي مادر بعنوان ابزار برنده در شكار حيوانات و بريدن گوشتشان بكار گرفت. با آغاز فعاليت كشت دانه هاي خوراكي ابزارهايي را هرچند ابتدايي و طبيعي براي حفرو زيرورو كردن زمين بكار گرفت واز آن جمله قلوه سنگهاي نوك تيز وكج و احياناً تيغه اي از شاخه ي خشك درختان سخت چوب ، كه اينرا اولين شكل ساخت خيش (شکل2) يا گاو آهن دانسته اند.تكامل اين ابزار ها طي ايام طولاني منجر به ساخت و تكميل گاو آهن علي گرديدكه در زندگي مبتني بر اقتصاد كشاورزي سنتي مردم استان ايلام جايگاه ويژه و نقشي بسزا داشته وبه عنوان عنصری از عناصر بارز فرهنگ این دیار جای خود را تثبیت کرده واین روند در عصر حاضر نیز کم وبیش تداوم دارد.
Anthropology-1= انسان شناسی
2- ارزش سفرنامه ها وکتب تاریخی گذشتگان در زمان حاضربه مراتب بیش از زمان نگارش آنهاست.
obsidian -3= شیشه سنگ
در اين مبحث نظري كوتاه براين وسيله باارزش وحائز ويژگيهاي فرهنگی  درجامعه كشاورزي سنتي استان ايلام خواهيم داشت.

(بقیه در ادامه مطلب مطالعه نمایید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 8:45  توسط ملک احمدی  | 

شیوه های زندگی مردم ایلام

 

شيوه هاي زندگي معيشتي مردم استان ايلام

ويژگيها وشرايط جغرافيايي واقليمي استان ايلام در كنار عواملي نظير دوري از مراكز قدرت وتصميم گيري سياسي طي ايام گذشته ، مشكل راههاي مواصلاتي ، هم مرز بودن با دولت بيگانه وهمه وهمه در طول تاريخ تا كنون از جمله دلايل وعلت هاي بوده اند كه شيوه هاي زندگي مردم اين ديار داراي نوساناتي باشد به عنوان نمونه در اواسط دوره ي ساسانيان كه علاوه بر افزايش جمعيت زمينه هاي كشاورزي وكشت بسياري از محصولات نسبت به گذشته افزايش يافت موجب شكل گيري روستاهاي بزرگ وسپس شهرها در قلمرو ايلام گرديد واين روند تا قرون اوليه اسلامي ادامه يافت .

شرايط فوق در كنار مسئله ي امنيت ودخالت حكومت هاي محلي وحتي مركزي از گذشته هاي دور موجب گرايش مردم استان  به شيوه زندگي كوچ نشيني وپرورش دام وچارپان وادار نموده است چه اينكه مراتع غني ، جنگلهاي انبوه ، تنوع آب وهواي گرمسيري وسردسيري خود موهبتي بزرگ دراين راستا بوده اند وآزاد منشي مردم وعدم تمايل به تبعيت بي چون و چرا از قدرتهاي مستبد وخودكامه در ستاندن انواع واقسام باج خواهيها آنان را وادار به زندگي در دامنه هاي مرتفع كوهها و دره هاي عميق نمود و بدين سان يكجانشيني وسپس شهرنشيني در قلمرو فعلي  ايلام با تحولات وفراز ونشينهاي فراوان همراه بوده است .

زندگي شهري :

از ديدگاه تاريخ زندگي شهري در قلمرو سياسي ايلام فعلي بسيار ديرتر از آنچه در اير نقاط كشور هستيم شكل خارجي به خود گرفت گرايش مردم به زندگ كوچ نشيني وعدم تمايل به يكجانشيني كه خود در نتيجه ي عوامل مختلف ديگري بوند موجب گرديد كه طي قرنهاي متمادي تنها روستاهاي كوچك وكم جمعيت وبا مصالح محلي وسست بنيان شكل گرفته وآنهم پس از مدتي بر اثر عوامل طبيعي ويا غير طبيعي ويران وغير سكون مي گرديدند .

اولين شهرهاي شناخته شده كه قابليت  عنوان شهر بودن با توجه به ساختار وحجم جمعيت وديگر ويژگيهاي لازم را داشته باشند يكي شهر « ماسبدان » يا «ماسبذان » در كنار شهر فعلي دره شهر وديگري شهر «سيروان » در روستاي سرابكلان بخش شيروان با مصالح سنگهاي رودخانه اي تراش نخورده وملاط گچ وطلاقهاي قوس هلالي وگهواره اي ساخته شده ومتعلق به اواخر دوره ي ساساني واويل اسلامي هستند و هم اكنون به صورت مخروبه  در آمده اند .

شهرنشيني به شيوه جديد در ايلام در حدود سال 1307 هجري شمسي وتوسط رضا شاه پهلوي وآنهم پس از شكست دادن غلامرضاخان ابوقداره آخرين والي منطقه در محل فعلي شهرايلام صورت گرفت وبه دستوروي اولين ساختمانهاي اداري وخيابان كشي وبنيان زير ساخت هاي شهري ريخته شد.

سياست هاي بعدي رضاخان پهلوي در يكجانشين نمودن كوچ نشينان در كنار افزايش جمعيت وبهبود سطح زندگي مردم به تدريج افزايش جمعيت شهر ايلام وسپس ساير شهرهاي استان را فراهم آورد جنگ تحميلي عراق عليه ايران وآواره شدن جمع كثيري از مردم نقاط مرزي فشار مضاعفي را بر شهر ايلام در مرحله ي اول وسپس مابقي نقاط شهري وارد ساخت به مشكلي كه عمده ي محلات با سيماي  روستايي در حاشيه ي شهر خصوصاً شهر ايلام (مركز استان )در اين ايام توسعه يافتند . در آن محلات كه غالباً قبايل ، طوايف وگروههاي خويشاوند زندگي مي كنند كوچه ها باريك ونامنظم وخاكي بوده واكثر خانواده دارا جمعيت زياد مي باشند وبراي تامين زندگي اكثر قريب اتفاق آنها به پرورش تعدادي بز ويا گاو ، مرغ وخروس اقدام مي نمايند وبه همين خاطر وضعيت محلات حاشيه شهر ايلام ( واكثر شهرهاي ديگر استان ) بيش از هر چيز به يك روستاي بزرگ شباهت دارند تا شهر، وجالب اينكه خانواده هاي ساكن در آنها هنوز آن عادات وفرهنگ ايلي ، عشايري وقبيله اي خويش را تا حدود  زيادي حفظ كرده وكمتر به فرهنگ شهري وشهر نشيني توجه نشان مي‌دهند .

                                 بازاری در ایلام

 بازاری در ایلام

زندگي روستايي :

زندگي روستا نشيني مرحله ي مياني از تغيير شيوه زندگ عشايري به شهر نشيني است بدين شكل كه معمولاً كوچ نشينان بنابر دلايل مختلف ابتدا روستا نشين شده وسپس در صورت فراهم شدن زمينه به شهر مهاجرت مي نمايند . در نتيجه ي افزايش جمعيت وبرخي تحولات ديگر نظير خشكسالي ، جنگ ، مهاجرتها وغيره عمده ي مردم استان در روستاها اسكان يافته اند. سيماي روستاهاي استان ايلام با نوع وريخت مساكن بيشتر قابل شناسايي است. بدين شكل كه عموماً در مسير جاده ها وكناره ي رودخانه ها و به فواصلي از همديگر بصورت توده اي وبر بلندي ويا دامنه اي آفتابگير بنيان نهاده شده اند. بيش از هر چيز دسترسي آسان به زمينهاي كشاورزي وهمينطور منابع آب وسپس شرايط توپوگرافي منطقه در شكل گيري روستاهاي استان نقش به سزاداشته اند. شغل عمده ي روستائيان كشاورزي وكشت غلات وبرخي حبوبات و بعضاً باغداري ودر كنار آن پرورش تعدادي بزوگوسفند وچار پايان ديگر مي باشد. معمولاً هر روستا متشكل از اقوام وخويشان بوده وبه ندرت بيگانگان در آنجا سكونت دايم دارند وبعلت وابستگي شديد روستانشينان به زمين وكشاورزي وعدم وجود شغلهاي ديگر بصورت دايم جاي پايي براي ديگران وجود ندارد .

مصالح مسكن روستائيان از مصالح محلي وموجود در دسترسي مي باشد كه خانه ها را چسپيده به همديگر و با سقف چوبي وديوارهاي قطور احداث مي نمايند. كوچه ها از نظم خاصي برخوردار نبوده وفضولات دامها وچارپان در كنار روستا تلنبار شده وبعداً براي استفاده در زمينهاي كشاورزي به آنجا حمل مي گردد. چون هر روستا معمولاً از اقوام وبستگان يك نيا تشكيل شده وجمعيت آنها نيز زياد نيست، روابط در آنها چهره به چهره بوده وناهنجاريها به حداقل ممكن مي رسد. بزرگان در روستا از اهميت وجايگاه ويژه برخوردار بوده وهنوز براي نظر وراي آنان احترام قايلند وهر مراسم خاص با مشورت آنان به مرحله ي اجرا مي رسد .

با تسهيلاتي كه طي چند سال گذشته وبعد از انقلاب اسلامي از قبيل آب بهداشتي ، برق، حمام ، خانه بهداشت وراه روستايي در اختيار آنان قرار گرفته وضعيت زندگي روستائيان از هر لحاظ بسيار بهبود يافته ومساكن از صورت سنتي خود تقريباً خارج ومصالح مقاوم (سيمان ، گچ ، تير آهن و...) در آنها بكار گرفته شده وهمين عوامل باعث كاهش مهاجرت به شهرها گرديده است .

بسياري از روستائيان زندگي نيمه كوچ نشيني دارند . چون زمينهاي كشاورزي به علت افزايش جمعيت روستا از يكطرف وعدم بازدهي زمين از سوي ديگر در كنار خشكساليهاي مداوم وكمبود آب زراعي جوابگوي اشتغال وزندگي مردم نيستند، لذا عده اي از روستائيان توجه بشتري به پرورش بزوگوسفند نموده وبه ميزاني كه بتوان آنها را در فصل زمستان در استطبل ها نگهداري و علوفه ي مورد نيازشان را تامين كرد نگهداري مي نمايند، اينگونه روستائيان در فصل بهار و تابستان ناگزير براي چراي گوسفندان خود مجبورند از روستاي محل سكونت فاصله بگيرند لذا با تهيه سياه چادر در اين فصول وپادامنه ي كوههاي اطراف ومراتع دور ونزديك روستا كه متعلق به خودشان نيز هست كوچ مي نمايند. اين  حركت معمولاً در روابط بهار شروع ودر اواخر تابستان خاتمه يافته ومجدداً به روستا بازمي گردند .

گسترش طرحهاي صنعتي در زمينه پرورش ماكيان ، گوساله ، گاوشيري ، پرورش ماهي، سبزيجات  گلخانه اي وغيره كه طي چند سال گذشته تاكنون با مساعدت وتسهيلات دولتي به روستائيان واگذاري گرديده علاوه بر انكه قسمتي از مشكلات بيكاري را مرتفع ساخته موجب كم رونق شدن زندگي نيمه كوچ نشيني در  بسياري از نقاط استان گرديده است. درنواحي مرزي بعلت ويران شدن روستاها كه عمدتاً از مصالح خشت خام وگل وچوب ساخته شده بودند در نتيجه هشت سال جنگ ومهاجرت مردم به نقاط ديگر ، پس از خاتمه جنگ دولت اقدام به بازسازي كامل آنها با مصالح جديد وصنعتي نموده وامروزه عموم اين  روستاها در شهرستانهاي دهلران ومهران سيمان جديد دارند وتنها در برخي نقاط جنوبي دهلران معدود روستاهاي كوچكي به سيماي قبلي باقي مانده اند.

                               روستایی در ایلام

نمايي از يك روستا در استان ايلام

زندگي عشايري :

همانطوريكه پيشتر گفته شد مجموعه شرايط ، ويژگيها ومزيتهاي طبيعي در استان ايلام از دير باز موجب گرايش وتشويق مردم به زندگي كوچ نشيني وعشايري گرديده است در اين نوع زندگي كه مبتني بر كوچ مداوم بين چراگاهها ومناطق سردسير و گرمسير است انسان يكسره وابسته به دام بوده واز شير وفرآورده هاي آن ، گوشت ، مو پشم وپوست آن استفاده مي كند. عمده دام مناطق جنوبي استان ( مناطق عرب زبان ) گاوو بز مي باشد و گوسفند در اين منطقه به علت گرماي شديد تابستان كمتر دوام مي آورد ودام ساير مناطق استان بيشتر بز و گوسفند وگاو مي باشد .

كوچ نشينان مناطق سردسير داراي مراتع در نواحي گرمسيري بوده وهر ساله در فصل سرما به همراه دامهايشان به نواحي گرمسيري كه معمولاً نزديك مرز كشور عراق است كوچ مي نموده ودامهايشان در اين منطقه زادو ولد مي نمايند . سرپناه عشاير  استان از گذشته ها دور تا كنون سياه چادر يا «دَوار »( ) مي باشد كه ازموي بُز بافته شده وبه وسيله ستونهاي چوبي به شكل «T» برافراشته مي شوند واطراف آنرا با چيت هاي بافته شده از ني محصور مي سازند. فضاي درون هر سياه چادر معمولاً به يك قسمت كوچكتر به نام «لامِردان »( قسمت مردان ) ويك قسمت بزرگتر به نام «لاژِنان » (قسمت زنان ) بوسيله چيت تفكيك گشته  ودر هر قسمت يك اجاق زميني مهيا مي گردد . قسمت مرادن بيشتر براي استفاده مردان ميهان وشب نشينيها مورد استفاده قرار مي گيرد وقسمت زنان نيز محل نگهداري رختخواب ها واثاثيه منزل ومواد خوراكي وهمينطور استفاده زنان ودرختران وكودكان مي باشد استفده از چادرهاي برزنتي جهت نگهداري علوفه دامها، بزغاله ها وبره هاي تازه متولد شده وموارد ديگر در چند سال گذشته در ميان عشاير استان باب شده وحتي بعضاً به علت مشكل تهيه سياه چادر از اين چادرهاي برزنتي براي محل زندگي خويش نيز استفاده مي كنند ودر مناطق جنوب استان ودر ميان عرب زبانان از چادر برزنتي ويا مساكني كه باني بصورت مدور وگُنبدي برپا مي گردد استفاده مي‌شود .

در نواحي گرمسيري كه دسترسي به ني آسان مي باشد كوچ نشينان از آن در محصور نمودن سياه چادر براي عدم نفوذ سرماي زياد وهمينطور براي نگهداري دامها استفاده مي‌كنند بدين صورت كه ني‌هاي بلند وقطور بريده وبه رديف فشرده در شيار زميني  گذاشته وباطنابي نيز در چند رديف آنها را به همديگر مي بافند وبدينوسيله مانع مستحكم در برابر سرما وحيوانات وحشي بوجود مي آورند والبته در سالهاي اخير از تورهاي سيم فلزي بلند وبسيار محكم  براي محصور نمودن استراحتگاه شبانه دامها استفاده مي گردد كه براي جانوران وحشي نفوذ ناپذير بوده وپس از كوچ آنرا به راحتي وبه منزلگاه جديد منتقل مي كنند. در نقاط گرمسيري چون هر طايفه معمولاً مرتع وچراگاه خود را دارد عشاير آن طايفه ويا تيره در گروههاي دوتا چهار سياه چادر (وگاهي بيشتر ) مساكن خويش را در يك مكان وبصورت داير واربرپاداشته وواسط آنها را جايگاه دامها قرار مي دهند اين خانوارها از خويشاوندان بسيار نزديك همديگر مي باشند ، [1] در اين ناحيه كُلاً از همديگر جدا شده وبيشتر به صورت يك تا دو سياه چادر در كنار هم مساكن را برپا مي سازند .

                          

سیاه چادر سرپناه عشایر ایلامی

 


[1]  در حدود سه دهه پيش به علت نا امني ومشكل مضاعف حيوانات درنده تعداد هر گروه سياه چادر ها در گرمسير گاهي به بيش 10تا 15 مورد مي رسيد  كه در يك مكان نزديك ومرتبط به هم برپا مي شدند وبه آنها «قُرنگ » (Qoreng ) مي گفتند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 10:4  توسط ملک احمدی  | 

لباس مردم ایلام درمسیرتغییرات ناخواسته

                                 
                                                       ‏ پوشاك مردم ايلام


بشراز همان اغاز تشكيل گروههاي كوچك اجتماعي به واسطه ي قدرت تفكر وتصميم گيري عقلاني مسير زندگي را زا شيوه ي ‏زيست حيواني جدا ساخت وعليرغم ضعف جسماني توانست اندك اندك طبيعت پيرامون خويش را مورد شناسايي قرار داده وبا ‏درايت از مواهب آن بنا بر مقتضيات وشرايط زمان ومحيطي بهره گيرد. لذا غارها را سكونتگاه خويش قرار داد و از منابع غذايي ‏جنگلي وحيواني تغذيه نمود واز پوست حوانات تن پوش زمستاني ساخت ودر سير حيات انسان از مراحل اوليه تا كنون پوشاك ‏نيز در كوران زندگ وتحت فرهنگ هر جامعه تغيير ها نمود ومُدهاي بسيار را پُشت رگذاشت ودر عصر حاضر نيز عليرغم اشاعه ‏فرهنگ وتعامل اجتماعي وفرهنگي جوامع انساني هنوز هم لباس وپوشاك يكي از مشخصه ها وتمايزات فرهنگي بين گروههاي ‏انساني واقوام مختلف به شمار مي رود . در قلمرو سياسي  فعلي ايلام اگر چه در گستره ي دنياي اطلاعات واطلاع رساني ‏سرزميني بسياري كوچك مي نمايد، اما تحت آداب ورسوم ، عرفها وسنت ها هنوز هم پاره اي از عناصر لباس وپوشاك برخي ‏گروهها تمايزات فراواني را با ديگران در همين قلمرو را نشان مي دهد. اگر چه لباس خود بخشي از فرهنگ هر مي باشد ولي ‏بواسطه ي ارتباطات وتعاملات فرهنگي و غيره اين ويژگي فرهنگي مردم ايلام به سوي يكنواختي گرايش يافته وتفاوتها به مراتب ‏بسيار كمتر از گذشته مي باشد وبه شكلي كه لباس مردان با چشم پوشي از مردان عرب زبان جنوب استان در ساير نقاط تفاوتها ‏آنچنان اندك است كه به سختي به چشم مي‌آيد.‏

                                       پوشاک وتغییرات ناخواسته ی آن
از منظري ديگر لباس مردم استان ايلام اگر چه آن اهميت وارزش فرهنگي واجتماعي گذشته ي خويش را به مقدار زيادي از ‏دست داده ودر سايه انواع واقسام مُدها ومدلهاي وارداتي به سوي يكنواختي گرايش يافته ولي هنوزمي توان به  برخي از ابعاد ‏اجتماعي وفرهنگي آن در بين گروههاي قومي ايلامي اشاره كرد. در گذشته ي نه چندان دور جنس مرغوب ، نوبودن وبيش از هر ‏چيز تزئينات لباس (بويژه براي زنان ودختران) يكي از شاخص هاي عمده براي تشخيص فرداز ديگران وقرار دادن وي در طبقه ‏اجتماعي و جايگاه وموقعيت او در جامعه بود وبا اين ويژگيها به راحتي مي توانست حداقلي از موقعيت اقتصادي واجتماعي ‏افراد جامعه خودشان را باز شناخت. ولي با بهبود سطح زندگي مردم لباس معمولاً تا حدود بسيار زيادي اين ويژگي خود را از ‏دست داده است وتنها در موارد محدود تري مي تواندچنين نقش وكاركردي را بازي كند . به عنوان مثال پوشيدن كُ ت وشلورا ‏نشانه ي متشخص بودن  ويا حداقل داشتن شغل مناسب است وبستن چفيه زرد زنگ به دور سر بوسيله ي مردان نشانه ي به حج ‏رفتن آنان مي باشد وعلاوه براينها هنوز هم نوبودن واستفاده از جنسهاي مرغوب وگران بها بويژه نزدزنان به عنوان يك برتري ‏‏(حداقل اقتصادي ) برديگران به شمار مي رود در ايلام ضرب المثلي معروف است كه مي گويد : «لباس خوب اگر تورا به دو نفر ‏تبديل نكند ، به يك نفر خوب تبديل خواهد كرد »، وبدينوسيله مي خواهند اهميت وارزش آنرا به ديگران گوشزد كنند .‏


تغييرات لباس در ايلام به مانند ساير عناصر وپديد ه هاي فرهنگي تابع متغيير هاي فراواني مي باشد و از نظر شدت كمترين ‏تغييرات را مي توان در نقاط عشايري وروستاهاي دور افتاده مشاهده كرد. وجالب اينكه در اين نواحي مردم هنوز براي لباس ‏سنتي خود احترام خاص قايل بوده وبه راحتي تن به مُدهاي وارداتي نمي دهند واين  مسئله نزد مردان وزنان بزرگسال كه پاي ‏بندشيان به سُنت ها بيشتر  است تا حدي است كه پوشيدن لباس هاي جديد وواردتي ورنگارنگ وحتي رنگهاي تند و گل دار را ‏نشانه ي سبكی فرد دانسته واز آن استفاده نمي كنند ولي ديگران كه سن پائين تري دارند تمايل بيشتري به پوشيدن لباس هاي جديدتر ‏دارند، معمولاً هنگام مسافرت ويارفتن به شهر براي خريدو غيره بيشتر از شلوار وكفش چرم (بغيير از آنچه در محل زندگ ‏پوشيده مي شوند ) استفاده مي كنند .‏

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:40  توسط ملک احمدی  |