X
تبلیغات
مردم شناسی - شیرینی سخن مردم ایلام به ضرب المثل آنان است

مردم شناسی

فرهنگی.آداب ورسوم.مردم شناسی تاریخی وپیش ازتاریخ

شیرینی سخن مردم ایلام به ضرب المثل آنان است

ضرب المثلها(مسْلَت)*۱*

ضرب المثلها يا «مَسلت‌ها » در گويش ايلامي به شيريني و غناي سخن كمك كرده و‌آنرا بر دل مخاطب مي نشيناند و علاوه بر اين نوعي تاكيد بر صحت و درستي كلام و حقانيت آن به شمار مي‌رود و چه اينكه به هنگام عصبانيت ممكن است ضرب‌المثل توام با كنايات گشته و در مقام موعظه برآيند.

بطور كلي در تمامي زمينه‌ها و حالات سخن گفتن (حتي در سخنرانيها و امثالهم) بكارگيري ضرب‌المثل در ميان مردم استان ايلام امري رايج و پذيرفته شده براي سخن گويان بوده و گويا اين احساس در مخاطبان از پيش وجود دارد كه چنانچه گوينده در بيان مطلبي آنرا با چاشني ضرب المثلها همراه نكند از ارزش ، اعتماد و پذيرايي كمتري براي آنها برخوردار است.

«مسْلَت»ها در ميان مردم ايلام فراوانند كه بسياري از آنها با استانهاي همجوار مشترك بوده و برخي از زبان فارسي گرفته شده‌اند، ليكن به مواردي نيز برخورد مي‌شود كه تقريباً مختص همان منطقه يا قلمرو (شهرستان يا بخش) مي‌باشد:

- يَه كِي مالِي ئاگر گردو يَه كِي مَلوچِگ دَ ي وِرشان*۲* ( يكي خانه‌اش آتش گرفته بود ، ديگري در آن گنجشك كباب مي‌كرد)

كنايه از بي توجهي افراد به شرايط و مصيبت ديگري كه همواره به نفع خويش فكر مي‌كنند.

-      هامِسا شِوال هامِساس*۳* (همسايه شلوار همسايه است)

كنايه: همسايه به مانند شلوار كه بدن را مي‌پوشاند عيب‌هاي همسايه را مي‌پوشاند.

- هَمسا بازار هَمسايَ ، *۴*   (همسايه بازار همسايه است)

كنايه : همسايه (خوب) مانند بازار براي همسايه است كه مي توان احتياجات خود را از آن تهيه كني . (شهرستانهاي دره شهر و آبدانان)

-        مِرْگْ ئاوَ مِيَ‌ري رو مَكي گَو خُودا *۵ *]( مرغ آب مي خورد و رويش را به طرف خدا (بالا ) بلند مي‌كند).

كنايه : براي افرادي كه همواره ناشكر هستند بكار مي‌رود.

-      پَشقَي نِش وَ مِركِم وا كار مَردم زِركم ،  *۶* (پشه‌اي به آرنجم نشسته (نيش مي‌زند) كه اينقدر در كار مردم زرنگ هستم) . (آبدانان، دره‌‌شهر)

كنايه: براي افرادي بكار مي‌روند كه براي كار مردم زرنگ هستند ولي براي كار خود تنبل مي‌باشند.

-      مَه‌لوچِگ بخوَو مَه‌جيكِن .*۷*(گنجشك بخور و جيك جيك نكن)

كنايه: اين ضرب المثل براي افرادي به كار مي‌رود كه قانع نيستند و اگر چيزي مجاني هم به آنها بدهي باز هم سر و صدايشان بلند مي‌شود و توقعشان بالاست.

-      دِما درو داسْ و دَسِش، *۸*( آخر درو داس به دست آمده)

كنايه: براي كساني به كار مي‌رود كه موقع ضرورت حاضر به انجام كار نيستند . (منطقه زرانگوش شهرستان دره‌شهر)

-      إيْ قِرَه بُوو بِچْو قوروِد نَچو. *۹*(اينقدر بيا و برو كه اعتبارت كم نشود)

كنايه: اين ضرب‌المثل در باب دامادهائيكه نامزد دارند گفته مي‌شود ممكن است زياد به خانه نامزد خويش رفت و آمد كنند.

-      دُوتي گِه دالگْ تاريفي بِه‌كيْ خالو خوازيِ‌گَي. *۱۰* (دختري كه مادرش از آن تعريف كند دائيش آنرا به زني مي‌گيرد).

كنايه: براي افرادي كه تعريف و تمجيد بيش از حد از چيزي (مثلاً دختر خود) مي‌نمايند بكار مي‌رود.

-      هَه سْوره مَر بَووي نوينه. *۱۱* (مادر شوهر مگر خودت عروس نبوده‌اي).

كنايه: بيشتر گلايه عروسها از مادر شوهرهاست ولي در مواردي براي افرادي بكار مي‌رود كه قبلاً خودشان در آن شرايط اقرار داشته‌ ولي الان به آن توجه ندارند.

-      إرايَ وَد اُوشِم كاكَهْ مَلُوچِگِيْ إرام بِگْرِيْ.*۱۲* (به اين خاطر به تو مي‌گويم برادر بزرگ كه گنجشكي برایم بگیری).

كنايه: براي افرادي به كار مي‌رود كه به پاس احترامي که به دیگران می گذارندازآنها چشمداشتي هم توقع دارند.

- سَلامِ لُورْ بي مَمَرْ نَی يهَ .*۱۳*  (سلام كردن لر بدون دليل و علت نيست).

كنايه: براي افرادي به كار مي‌رود كه سلام و احوالپرسي آنها و انجام برخي اعمال آنها به فرم خاصي (غير عادي ) بوده و از حركات آنها بوي توقع چيزي از طرف مي‌آيد.

- دارْ مِي‌وَه گِرِيْ سَرچَمِنِيْ *۱۴*(درخت ميوه مي‌گيرد سرش را خم مي‌كند.)

كنايه : براي افرادي به كار مي‌رود كه هيچي نمي‌دانند و ادعايشان بسيار بالاست.

- نان خُوَرِ مِنُو گالِوان جافِگَه .*۱۵*(نام خور من و گاوچران جعفر)

كنايه: كسيكه براي ديگران مجاني كار مي‌كند و براي خودش (خانواده‌اش ) كمتر كار مي‌كند.

 



(۱) Maslat

(۲) / yaky mâly  âgr gerdü , yaky malüčeg day   weršân/

(۳) Hâmesâ šewal Hâmesâs.

Hâmesâ (4) bazar Hâmesâya

(5)merg âwa meyary rü makaygaw  xod   

(6)pašqay neš vâ merkem vâ kâre mardem zerkem

(7)Malüčeg bexowaw majiken

(8)Demâ derw dâs ve daseš

Eyqera  bowo bečow qowrved načow.(9)

xowâzygay  (10)Düatyge dâleg târife bekay xâlow.

(11)Hasüra ma bowe nawina

begry  kaka malüčegy erâm  Erâya wad üšem (12)

neya  (13)Selâme lor bymamar

čameny Dâr miwa geray sar.(14)

Jâfega Nân xaware meno gâlewan (15)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:9  توسط ملک احمدی  |